بسبارها در اصل هادیهای سفتی هستند که از نوارهای مسی یا آلومینیومی، به صورت تخت یا توخالی ساخته میشوند. آنها به عنوان هابهای مرکزی برای توزیع مقادیر زیادی برق در سراسر تابلوهای قطع و وصل، پنلهای کنترل و تجهیزات پست عمل میکنند. در مقایسه با سیمکشیهای سنتی، بسبارها دهها سیم جداگانه را با تنها یک مسیر هادی اصلی جایگزین میکنند. این سیستم به کاهش تلفات ولتاژ در مدارها کمک میکند و همچنین نقاط اتصال که ممکن است مشکلاتی ایجاد کنند را کاهش میدهد. صرفهجویی در فضا نیز میتواند قابل توجه باشد و اغلب نیاز به فضای نصب را حدود ۳۵ تا ۴۰ درصد کاهش میدهد. با ویژگی القای کم این قطعات، توانایی بهتری در مدیریت خطاها دارند و بازرسیهای دورهای را برای تکنسینها بسیار آسانتر میکنند. به همین دلیل اکثر سیستمهای الکتریکی مدرن به شدت به فناوری بسبار به عنوان روش اصلی مدیریت جریان برق متکی هستند.
انتخاب مواد ما همه تفاوت را در نحوه عملکرد چیزی، هزینه آن و اینکه آیا با سیستمهای موجود سازگار است، رقم میزند. بر اساس استاندارد IEC 60228، مس حدود ۵۶ درصد بهتر از آلومینیوم برق را هدایت میکند و همچنین مقاومت بیشتری در برابر خوردگی دارد. به همین دلیل بسیاری از مهندسان در فضاهای تنگ که قابلیت اطمینان اهمیت بالایی دارد، مانند داخل مراکز داده شلوغ، مس را ترجیح میدهند. از سوی دیگر، آلومینیوم حدود ۳۰ درصد در هزینه مواد صرفهجویی میکند و تقریباً ۶۰ درصد کمتر از مس وزن دارد که دلیل اصلی استفاده از آن در نصبهای بزرگ، جایی که محدودیت بودجه و وزن نقش مهمی دارند، است. اما یک نکته وجود دارد: برای انتقال مقدار جریانی برابر با سیمهای مسی، آلومینیوم به ضخامتی حدود دو برابر نیاز دارد که این امر باعث اشغال فضای بیشتر در تابلوهای برقی پر و شلوغ میشود. بنابراین تصمیمگیری واقعاً به این بستگی دارد که در هر پروژه خاص، چه عاملی اهمیت بیشتری داشته باشد. مس زمانی برنده است که فضا مشکلی نباشد و قابلیت اطمینان حیاتی باشد. آلومینیوم زمانی گزینه اول میشود که بودجه محدود باشد، وزن مهم باشد و فضای فیزیکی کافی در دسترس باشد.
| فاکتور مقایسه | بازبر مس | نوار آلومینیوم |
|---|---|---|
| رسانایی | ۵۶٪ بالاتر (IEC 60228) | پایه پایینتر |
| وزن | چگالی بالاتر | ۶۰٪ سبکتر |
| سطح مقطع مورد نیاز | فشرده | ۶۰٪ بزرگتر برای آمپراژ برابر |
| کاربرد بهینه | سیستمهای حیاتی با محدودیت فضا | پروژههای بزرگ مقیاس که به هزینه حساس هستند |
با رساناها میتوان به بازدهی بیش از 99٪ در سیستم دست یافت، بخاطر ویژگیهای طراحی آنها که بسیار خوب با هم کار میکنند. اول از همه، شکل مستطیلی آنها به مقابله با پدیدهای به نام اثر پوستی کمک میکند که در واقع بدین معناست که جریان الکتریکی بهصورت یکنواختتری در تمام سطح هادی جریان مییابد، برخلاف سیمهای گرد. سپس انتخاب ماده نیز مهم است — اکثر با رساناها از مس ساخته میشوند که دارای هدایت الکتریکی عالی با رتبه 100٪ IACS است، یا گاهی از آلومینیوم با حدود 61٪ IACS استفاده میشود. این مواد باعث کاهش تلفات ناشی از مقاومت هنگام عبور جریان الکتریکی میشوند. هنگام مقایسه کابلهایی با طول مشابه و با رساناهایی که بهدرستی طراحی شدهاند، تفاوت در مقاومت مستقیم (DC) میتواند تا 40٪ نیز برسد. و این همان چیزی است که اهمیت دارد: از آنجا که تلفات الکتریکی به مجذور جریان عبوری بستگی دارد، حتی بهبودهای کوچک در کاهش مقاومت منجر به صرفهجویی قابل توجه در انرژی در طول زمان میشود. این امر نه تنها افت ولتاژهای آزاردهندهای که در نقاط اتصال ایجاد میشوند را کاهش میدهد، بلکه تأمین برق را برای هر نوع تجهیزی که نیاز دارد، پایدار و قابل اعتماد نگه میدارد.
استاندارد IEEE 80-2013 تأیید میکند که بوسبارها ۳۰ تا ۵۰ درصد تلفات مقاومتی کمتری نسبت به سیستمهای کابل موازی که بار یکسانی را منتقل میکنند، دارند. این مزیت از موارد زیر ناشی میشود:
در یک مقایسه مستند، تلفات بوسبارهای آلومینیومی با جریان 400 آمپر 0.68 وات بر فوت بود، در مقابل 1.1 وات بر فوت برای کابلهای معادل — یعنی کاهشی معادل 38 درصد. در طول عمر 10 ساله، یک نصب صنعتی 100 فوتی حدود 5200 دلار (با نرخ 0.12 دلار بر کیلوواتساعت) از انرژی هدر رفته جلوگیری میکند و این موضوع بوسبارها را به عنوان راهحل اثباتشده تجربی برای توزیع برق حیاتی تأیید میکند.
باشبَرها در مقایسه با دستههای کابل به دلیل ساختار خود، توانایی بهتری در مدیریت حرارت دارند. طراحی آنها سطح تماس بیشتری نسبت به حجم فراهم میکند که به معنای تماس بیشتر با هوای اطراف است. این پیکربندی امکان خنکسازی مناسب از طریق همرفت طبیعی را فراهم میکند و نیازی به استفاده از پنکه یا جریان هوای اجباری نیست. هنگام کار مداوم تحت بار، باشبَرها بهطور کلی خنکتر باقی میمانند که این امر به حفظ عایقبندی و عملکرد پایدار آنها در طول زمان کمک میکند. بسیاری از مهندسان برق میگویند این موضوع در سیستمهایی که کنترل دما اهمیت بالایی دارد، تفاوت بزرگی ایجاد میکند.
اعداد آمپراژ نامی بر اساس شرایط استاندارد آزمایش تعیین میشوند، که معمولاً حدود ۴۰ درجه سانتیگراد با جریان هوا مناسب در اطراف آن است. اما هنگامی که ما این قطعات را در شرایط واقعی نصب میکنیم، وضعیت به سرعت پیچیده میشود. بیشتر استانداردهای صنعتی پیشنهاد میکنند که ظرفیت را حدود ۱۵ درصد برای هر افزایش ۱۰ درجهای فراتر از دمای استاندارد کاهش دهند. هنگامی که تجهیزات در داخل جعبهها به جای فضاهای باز نصب میشوند، این کاهش به میزان ۲۰ تا ۳۰ درصد افزایش مییابد، زیرا دیگر جریان هوای مناسب امکانپذیر نیست. و اگر جعبه از جنس فلزی نباشد یا در نزدیکی منابع حرارتی دیگر قرار گرفته باشد، تنظیمات بیشتری لازم خواهد شد. تنها بررسی مشخصات مواد نیز کافی نیست. ما به آزمایشهای حرارتی دقیق در محیطهای عملیاتی واقعی نیاز داریم تا از تخریب عایق در طول زمان جلوگیری کرده و عملکرد ایمن در دورههای بار اوج که همه نگران آن هستند، حفظ شود.
فراتر از مواد و هندسه، توپولوژی هوشمند بهبودهای تحولآفرین در سطح سیستم را فراهم میکند. پیکربندیهای حلقه اصلی و باسبار تقسیمشده، مقاومت و کارایی را از طریق زیادهروی و تقسیمبندی استراتژیک بهبود میدهند:
این پیکربندیها نه تنها از نظر قابلیت اطمینان، بلکه از نظر کارایی قابل اندازهگیری نیز عملکرد بهتری نسبت به طراحیهای شعاعی دارند:
| نوع پیکربندی | مکانیزم اصلی کارایی | تأثیر عملیاتی |
|---|---|---|
| حلقه اصلی | پشتیبانی حلقه بسته | <2% افت ولتاژ در هنگام خطاها (کتاب طلایی IEEE) |
| بخشبندیشده | مناطق عایقبندی شده قطعهقطعه | پاسخ به خطا 40٪ سریعتر |
طرح ماژولار همچنین هزینههای نگهداری را تا 30٪ کاهش میدهد و کارایی عملیاتی پایدار بالای 98.5٪ را پشتیبانی میکند — که نشان میدهد نحوه طراحی باسبارها پیکربندیشده به اندازه جنس آنچه ساخته شدهاند، مهم است.

اخبار داغ2026-02-02
2026-01-23
2026-01-20
2026-01-18
2026-01-16
2026-01-15